| به نقل از وبلاگ روی در یخچال |
پینوکیو
دفتر انشایِ پینوکیو بوراتینو
Saturday، February 25، 2012
Tuesday، January 03، 2012
Monday، December 26، 2011
شکوفههای هلو
کیفت کوکه، سرحالی، دنیا به کامته، البته به کامت که نیست، فکر میکنی به کامته، چون خوشحالی، چون سرحالی، ایدههای باحال تو کلهات شکوفه میزنن، شکوفه بارون میشی، مثل شکوفههای هلو تو این کارتون ژاپنیها، شکوفهها روی زمین پخشن، عین تیکههای پازل که باید مرتبشون کنی، حس میکنی تمام تیکههای پازلهای زندگیات رو داری، فقط باید بچینیشون کنار هم.
میری سر سمینار، زور میزنی که بفهمی، اما نمیفهمی، با اینکه سمینار به زبون مادریته، به زبون مادری که نه، فقط فعلهای کمکیش به زبون مادریته، هیچی نمیفهمی، غصهات میشه، دلت میگیره، باد میاد و شکوفههای هلو رو میبره، حس میکنی کلهات جرقه میزنه، مثل یک تلوزیونی که روش آب ریختن، خاموش میشه، حال و حوصله هیچ کاری رو نداری، حتی خوابیدن، زور میزنی که تمرکز کنی، آهان، درست شد، با دقت گوش میدی، «در این روشی که ما استفاده قردیم شنقا وطهدق شسه دس هقلق شطه د طه دهقد ساشهص لهج هفاظع وقهطات شهشت لچنظه هویشها حشپو سیهط کخفتط شسهفق نبال دنلها نشغ وزه سعضال شعلی شسه لاهشات شسعو نلگظو ا ش آی تنهفق شووله وشهف لاهش ومفعش عچ نشهفق لشع نششه فهات هضه نسه تشهلف شتوه هلن شسه ضاتل هشت یت فعن نسه حعق دشت شه نن نسع اساعض نبع تسه ضغعهبا نسات تهشسخ تسه نسعل گشهرظطپ عف نونس شتو یه وبضص هسس نبغ ظه جنن قفه سته پحو پتف تشه ته سه ضص نسه ته سها جظه نتل وه اهس نه تهس کهض هتسی نلع شس تهع تش نی نشس قعظ ....
Saturday، October 15، 2011
سادهتر از این نمیشود!
دوتا دکمه به سایت اضافه شده، یکی برای یاهو و دیگری برای جیمیل. وقتی که پای کامپیوتر هستید، به احتمال زیاد وارد یکی از این دوسایت شدهاید. با کلیک کردن روی دکمه یاهو یا جیمیل در سایت www.closen.es به صورت اتوماتیک وارد این سایت نیز میشوید. بدون اینکه نیاز به دادن نام کاربری، کلمه عبور و یا شناسه اوپنآیدی داشته باشید.
در پس پرده www.closen.es به یاهو یا گوگل سر میزند. از آنها شناسه اوپنآیدی کاربری را که وارد یاهو یا گوگل شده را میخواهد. آنها هم شناسه را در اختیار سایت میگزارند و تایید میکنند که کاربر گوگل یا یاهو است. بدون اینکه پسووردی تبادل شود.
شناسه اوپنآیدی با نام کاربری شما در این دو سایت متفاوت است. پس با خیال راحت،
www.closen.es نه نام کاربری شما در گوگل یا یاهو را خواهد دانست و نه پس وورد شما را.
اگر قبلاً وارد این سایت شدهاید، دقت کنید که با همان آی دی دوباره وارد شوید تا بتوانید به نتایج تستهایتان دسترسی داشته باشید.
در برنامه هست که هر کاربر بتواند با بیشتر از یک آیدی به همان پروفایل دسترسی داشته باشد. کاربران قدیمی تا آن زمان باید صبر پیشه کنند!
Monday، September 26، 2011
جاسوسی یعنی این!
تا تنگ و تاریک ترین سلولهاش رفتند، جایی که هیچ گزارشگر حقوق بشری دستش نمیرسید. الان هم دارن گزارش مینویسند ...
Monday، September 19، 2011
یکی بود یکی نبود
یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرزنک نشسته بود. پیرزنک قصه میگفت: ...
Thursday، September 15، 2011
همدردی
کمربندت رو باز کن. درش بیار. شلوارت رو عوض کن. شلوار لی قبول نیست. یک پیژامه بپوش.بشین روی صندلی. حالا با کمربندت بزن روی رونت. نه، نشد. محکمتر بزن. نه اینطوری نمیشه. فکر کن پای خودت نیست. فکر کن پای یک خائن، یک وطن فروش، یک مزدور اجنبی یا یک قاتل آدم کش است. بزار نفرت تموم وجودت رو بگیره. حالا بزن. آهان بهتر شد. دردت اومد؟ این که چیزی نیست. تازه لحظه آخر یواشش کردی. اما اشکالی نداره، همینم قبوله. حالا پنجاه بار همین کار رو تکرار کن.
Monday، September 05، 2011
متولد ماه کلام
قدیمیها در آسمان به دنبال شخصیت انسان میگشتند، اینکه در زمان تولد ستارگان در کجای آسمان هستند. در حالیکه ردپای شخصیت انسان را باید در زبان و کلام دید. بر این اساس بود که هشتاد سال پیش آمدند و ۱۸۰۰۰ لغت در زبان انگلیسی که شخصیت انسان را وصف میکنند جدا کردند. بعد با دقت آنها را دسته بندی کردند و به ۴۰۰۰ لغت پایهای تر رسیدند و در نهایت آن را به ۲۰۰ صفت کاهش دادند.
در طی سالهای بعد از افراد خواسته شد تا خودشان و دیگران را بر اساس این صفتها وصف کنند. بعد با استفاده روشهای آماری مولفههای اصلی که میتواند شخصیت انسان را توصیف کند استخراج کردند و به این نتیجه رسیدند که تنها پنج صفت کافی است تا یک انسان را با دقت خوبی وصف کرد. این کارها را برای زبانها و فرهنگهای مختلف تکرار کردند و نتیجه همان بود.
این پنج صفت را وراثت و دوران کودکی تعیین میکند و در طول زندگی تغییر چندانی نمیکنند. این پنج صفت بر خیلی از جنبههای زندگی ما مثل کار و تفریح و مذهب و ازدواج و سیاست و خلاقیت و شوخ طبعی و حتی سلامتی و عمر ما اثر میگزارند.
اگر میخواهید در زندگیتان تصمیم مهمی بگیرید، انتخاب رشته کنید، ازدواج کنید و یا تغییر شغل بدهید، بهتر است شخصیت خود را بهتر بشناسید. ساده سرراست و به دو زبان فارسی و انگلیسی و حداکثر یک ساعت از شما وقت میگیرد.
Monday، August 08، 2011
یک قاچاقچی انگلیسی میارزد به دو هزار مسلمون عرب
پلیس انگلیس زده یک فروشنده مواد مخدر رو کشته، این ها دارن از صبح تا شب هی تو اخبار نشون میدند.
اما دولت سوریه زده دو هزار مسلمون عرب رو کشته، دریغ از یک فاتحه.
Saturday، July 09، 2011
آه یک رئیس جمهور
خدا دلش به حال رئیس جمهوری که در جمع هوادارانش فهش میخورد بدجوری میسوزد. آهش دامن فحش دهندهها را میگیرد. آه خاتمی که دامنمان را بدجور گرفت. حالا آقای رئیس مواظب خودت باش آه احمدینژاد را در آوردی.
اشتراک در:
پیامها (Atom)

